الملا فتح الله الكاشاني

104

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

من سعة رحمة ربهم و يبكون سرا من شدة عذاب ربهم و يدعون بالسنتهم رغبا و رهبا و يسئلونه خفضا و رفعا خاشعين متواضعين * ( وَالَّتِي ) * و نيز ياد كن آن زن را كه * ( أَحْصَنَتْ ) * نگاه داشت * ( فَرْجَها ) * خود را از حلال و حرام كما قال حكاية عنها وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا مراد مريم بنت عمران است كه خود را عفيف و پاكيزه داشت و دست هيچ كس را بدامن عصمت خود نگذاشت * ( فَنَفَخْنا ) * پس در دميديم يعنى جبرئيل را فرموديم تا دميد * ( فِيها ) * در مريم يعنى در گريبان يا آستين پيراهن يا در دهان او * ( مِنْ رُوحِنا ) * از روحى كه مخلوق ما و بامر ما است مراد آنست كه جارى گردانيديم در وى روح عيسى را و به آن زنده گردانيديم وى را در شكم چنان كه صاحب كشاف گفته كه تقدير اينست كه و نفخنا الروح فى عيسى فيها اى احييناه فى جوفها و اگر كلام را بر ظاهر خود حمل كنند دلالت بر احياى مريم خواهد كرد از قبيل وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي كه دالست بر احياى آدم و اين غير مراد است در اين مقام و ميتواند بود كه مراد بروح جبرئيل باشد و معنى اينكه ما دميديم در مريم از جهت روح كه جبرئيل است يعنى بتوسط او به اين وجه كه وى را فرموديم تا نفخ نمود در جيب درع او پس آن نفخ بجوف او رسيد * ( وَجَعَلْناها ) * و گردانيديم حال مريم را * ( وَابْنَها ) * و حال فرزند وى مسيح را كه از نفخه حاصل شده بود بىتوسط نطفه بر خلاف ساير مردمان * ( آيَةً ) * علامتى و حجتى * ( لِلْعالَمِينَ ) * مر عالميان را يعنى چون تأمل كنند بر ايشان ظاهر و روشن گردد كه ظهور عيسى بى پدر از بتول عذرا به مجرد نفخه دلالت مىكند بر كمال قدرت صانع حكيم جل ذكره و توحيد آية و عدم تثنيهء آن كما قال وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهارَ آيَتَيْنِ به جهت اينست كه حال هر دو من حيث المجموع بمنزله آيهء واحد است كه آن ولادت مريمست عيسى را بدون محل * ( إِنَّ هذِه ) * بدرستى كه اين ملت توحيد و دين اسلام * ( أُمَّتُكُمْ ) * ملت و كيش شما است اى كافهء مردمان كه واجبست همهء شما را استقامت بر آن * ( أُمَّةً واحِدَةً ) * در حالتى كه ملتى است يگانه يعنى اختلافى در آن نيست و نبوده در ميان انبيا بلكه همهء انبيا متفق الكلمه‌اند در اصل توحيد * ( وَأَنَا رَبُّكُمْ ) * و من آفريدگار شماام * ( فَاعْبُدُونِ ) * پس مرا بپرستيد نه غير مرا بدانكه تسميهء امت به ملت به جهت آنست كه امت در اصل لغت بمعنى جماعتى است كه بر مقصد واحد سلوك كنند پس شريعت را بامت تسميه نمودند به جهت اجتماع مردمان به آن بر مقصد واحد و نزد بعضى معنى آنست كه آن جماعتى كه مذكور شدند از انبياى فريق شمااند كه بر شما لازم است اقتدا كردن بايشان چه ايشان مجتمع و متفقاند بر دين حق كما يقال ( هؤلاء امتنا اى فريقنا موافقونا على مذهبنا ) بعد از آن از حال يهود